احمد احمدى بيرجندى
86
مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )
عبد الرحمن جامى ( 817 - 898 ه ) نور الدين عبد الرحمن جامى شاعر و نويسندهء معروف ايرانى است . وى به سبب تولّد خود در جام و نيز بسبب ارادت به شيخ الاسلام احمد جامى ، تخلّص جامى را برگزيد . شاعر به همراه پدرش به هرات و سمرقند رفت و در آن ديار به كسب علم و ادب پرداخت و در علوم دينى و ادب به كمال رسيد . آنگاه پاى در دايرهء سير و سلوك نهاد و پيروى سعد الدين محمد كاشغرى اختيار كرد و به مرتبهء ارشاد رسيد و به طريقهء نقشبندى در آمد . جامى سفرى به حج رفت و در سال 878 ه . به هرات برگشت . جامى از بزرگترين شاعران قرن نهم هجرى است از آثار او ديوان اشعار و هفت اورنگ است . نفحات الانس و بهارستان از آثار منثور وى مىباشد . 17 ترجيع بند در نعت رسول خداست صلّى و سلّم عليه ماء معين چيست ؟ خاك پاى محمد ( ص ) * حبل متين ربقهء [ 1 ] ولاى محمد ( ص ) خلقت عالم براى نوع بشر شد * خلقت نوع بشر ، براى محمد ( ص ) سوده همه قدسيان جبين ارادت * بر ته نعلين عرش ساى محمد ( ص ) عروهء وُثقى بس است دين و دول را * ريشهيى از گوشهء رداى محمد ( ص ) جان گرامى دريغ نيست ز عشقش * جان من و صد چو من فداى محمد ( ص ) جاى محمّد درون خلوت جان است * نيست مرا ديگرى به جاى محمد ( ص ) حدّ ثنايش بجز خدا كه شناسد * من كه و انديشهء ثناى محمد ( ص ) لَيسَ كَلامى يَفى بَنَعتِ كَماله * صَلّ الهى عَلَى النَبىّ وَ آلهِ [ 2 ]